تبلیغات
World ʇəɹɔəS ! - ♛ :| |: :| |: ♛

♛ :| |: :| |: ♛

دوشنبه بیست و یکم خردادماه سال 1397 ساعت 12 و 55 دقیقه و 21 ثانیه

نویسنده : [ Xχ_нυηнαη_ѕнiρєя_94.00.88.7_Xχ ]∞


نتیجه تصویری برای ‪frog sad‬‏

دیروز اولین جلسه ایروبیکم بود :|
همون اولش به مربیمون گفتم میخوام بیست کیلو بشم :|
"من وزنم زیاد نیستا 46 - 45 کیلو ام :|"
بعد وحشت کرد گفت دیگه میمیری که =|
منم گفتم نه و فلان تروخدا کمکم کنید و :| ...
بعد اونم قبول کرد بگذریم :| ...
ینی فقط اتفاقای تو باشگاه ... =....=
نصفشو که میپریدم بالا و حرکت میزدیم مث زومبا ، پدر استخونام درومد :ا
چون اولین جلسه ی ورزشم بودا :|... وگرنه بعدش عادی میشه مطمئنم :|
آخر کلاس که حرکتای سنگین گفت ...
جر خوردم ب تمام معنا :|
گفت آرنجتونو بزارید زمین ، روی پنجه پا بایستید ، شاستیو بیارید پایین :|
عاغا مگه من میتونستم ===|||
دستام ویبره داشت بعد هی آه و ناله کردم مربیه ترسید بلند شد اومد بالا سرم گفت چی شده =|
منم با نفس نفس گفتم : نمیتونم ! نمیتونم ! ::::|||||
بعد مربیه کمرمو گرفت نگه داشت من یکم رو دستام وایسم :|
حالا این به کنار بعدش گفت وایستید زانوهاتونو منقبض کنید بعد دستاتونو بچسبونید به پنجتون ::||
من دستام تا زیر زانوام بیشتر نمیومد :::| شایدم کمتر ::|||
بعد زانوعامو خم کردم تا دستم برسه... یهو داد زد : تقلب نکن :|
هوف... بد تر جلب توجه کردم :| هر کی اونجا بود بر میگشت ببینه دارم حرکتو چجوری میزنم :|
" مربیه خیلی مهربون بودا به شوخی گفد :| "
یه حرکتیم بود صد و هشتاد باز کرد سینشو چسبوند زمین =======|||||||
دیگه آخرش بودددددددددد ========///////////
من کلن اینجا ساییدم پاهامو :| ...
 من کلن حرکتارو خیلی ناقص میزدم و بدنم زیاد انعطاف نداش :ا
اخرش مربیه یه حرکتو میرف که هی شکمشو میداد بیرون از ران تا زیر شکمو میداد تو
بعد مث ژله هی موج میرف رو زانوعاشم نشسته بود ::||| " تصور کنین "
من کلن این حرکترو روم نشد بزنم 
همونجا سر جام ایستادم
گفت چرا نمیری 
گفتم خجالت میکشم :|
گفت خجالت نکش ما همه مثل همیم انجام بده ببینم :|
منم انجام دادم :| ...
خودتون دیگه تصور کنین دیه :| ...
ینی خدایی اولش با چه تصوری رفتم کلاس ... :|
بعد به تمام معنا ریده شد بم :| 
اصن اول کلاس انقد خجسته بودم یادم نبود کتونیامو بپوشم پابرهنه رفتم وسط سالن :ا
" فک کنم هول شده بودم :| "
بعد موعامو گوجه ای بسته بودم از دو طرف چتریام فر خورده بود
 یه چن تا دونه عم جلو چتریامو تافت زدم بقیشو با گیره زده بودم بالا :|
یه نیم تاپ صورتی شبرنگی و شلوارک خاکستری - صورتی شبرنگی پوشیده بودم :|
ازین گردنبند چرمیای صورتی عم انداخته بودم ک میچسبه به گردن :|
گوشواره ستاره ایم انداخته بودم :| ...
رژ قرمزم زده بودم :| ...
در کل انتظارات خیلی طلایی ای داشتم که ... :|
آخر کلاس مربیه اومد بهم گفت : ببین عزیزم اگه حرکتا برات سخته حتما خونه تمرین کن :|
گفتم نه میتونم جلسه اولمه و فلان و حتما تمرین میکنم ... ::|
بعدش که اومدم خونه از درون داشتم تخریب میشدم :|
بهار ایناعم بهم گفتن چقد افتضاح بودی :"|||
یاه =...= حالم از خودم بهم خورد =......=###
نتیجه تصویری برای ‪frog sad‬‏
انقد افسرده شدم هی دارم نت سرچ میکنم Sad Frog :|
تصویر مرتبط
اما کلاسو ادامه میدم ... .-.
مربیه بهم گفت ماهیچه هات خیلی ضعیفن اگه بیشتر بیای خوب میشن ::||
پس ینی منم میتونم دیه :|...
خو همین جانع :|

Omomomomomomomo!!!!!!!!!!!! I have now officially fainted and I'm 3 seconds away from dying.



دیدگاه ها : :| ...
آخرین ویرایش: شنبه بیست و ششم خردادماه سال 1397 ساعت 13 و 22 دقیقه و 04 ثانیه