تبلیغات
World ʇəɹɔəS ! - ♛ :) ♛

♛ :) ♛

جمعه بیست و پنجم خردادماه سال 1397 ساعت 15 و 30 دقیقه و 54 ثانیه

نویسنده : [ Xχ_нυηнαη_ѕнiρєя_94.00.88.7_Xχ ]∞
ارسال شده در: ♛ EXO ♛ ،

“Everyone, I’m always thankful for you.”

حوصلم سر رفتع :| ...
وب ک انقد خالی نبود عیح -ـ-
اها.. خاصتم بگم یمدت نیستم ...
شاید چار پنج روز ...
شایدم بیشتر ...
دلیلشم نمیتونم بگم .-. ...
چون کلن اجباری نی بگم :|
بهرحال...
وقتی برگشتم صحبت میکنیم .-.
البت شاید ...
وقتی برگردم تقریبا شاید بتونم 3 تا از سفارشارو اماده کنم ...
 "ببخشید انقد تاخیر داره مال بعضیاتون "
و یه ست جدید برای وبم بسازم و یکم مرتبش کنم ...
حال و حوصله ی هیچیو ندارم جز اینکه مث خر منتظر رسیدن گوشیم شم حوصلم سر نره...
راستش قالبا رو هم برای این اماده نمیکنم چون انگار سلیقم ته کشیده... 
و تا مرز کامل شدنش میرم
اما دوباره حذفش میکنم ...
اصن انگیزم برای قالب سازی یکم خابیده ...
تلگو ک وصل کردم میام ایدیمو میدم خلاص ...
والا ... گهگاهیم میام اینجا سر میزنم :/ چون واقن کسی نی...وقت تلف کردنه
هعععی... شاید الان خستمه اینارو میگم
نمیدونم :|
بهر حال من هی سلیقه ها و علایقم تغییر میکنه ... نمیشه هی این وبو به اب و اتیش بزنم ک ...
نابود میشه :/
پونی...>وینکس...>اورافترهای...>انیمه...>....<کی پاپ> @~@
هوفففف :-: راستش ب سه مورد اول ک نگا میکنم خندم میگیره...
من عاشق چیه اینا بودم ناموصن :/ 
یادمه اون زمان ک عاشقشون بودم ادمایی ک صفتای اخلاقی الانه منو دارنو مسخره میکردم و
بدجوری تو قلبم بهشون توهین میکردم ...
فکر میکردم بی احساسن... مغرورن ... دلشون میخاد بزرگونه رفتار کنن ...
هیچی از واقعیت ها نمیدونن ... و دارن اشتباه میکنن ....
اما راستش حالا میفهمم که واقعا هیچ کدوم اینا نیست :)
فقط علایق با گذر زمان خیلییی تغییر میکنه !
و توی هر رنج سنی ای متفاوته !
مثلا از کجا معلوم ! شاید وقتی برم دهم علایقم تغییر کنه ...
البته گمان میکنم تغییر کنه ... چون با این حالی که من دارم چهل سالمم بشه دوباره یه 
اکسوال دیوونم ...شایدم شدید تر !
اینجا بودن منو بد جوری عذاب میده ...
نمیدونم چرا ...
احساس میکنم مثل یه میدون پر از مینه ... که فقط چند تا جانباز داره :/ ...
بقیه همه رفتن ... یجورایی بازنشسته شدن.. چمیدونم ...
با دیدن وبای دوستای قدیمیم زجر میکشم ...
البته من الان دوستای خیلی خوب و بهتری رو دارم !.. اما بهرحال...
یجور احساس دلتنگیه که نمیتونی بیخیالش شی :)
دلم نمیخاد منم اون آدمی بشم که بقیه براش احساس دلتنگی کنن... نه !
من میمونم...حتی اگه بخام برمم با خودم میجنگم که بمونم ...
یجورایی وبلاگ از اول بچگیم ... یعنی وقتی که کلاس اول بودم همراهم بود ...
من با این دنیا بزرگ شدم ...
 زندگی کردم ...انرژی گرفتم.. و حتی بعضی مواقع ناراحت یا شاد شدم ...
پس نمیتونم به این راحتیا از وب و مخصوصا دوستام دل بکنم :)
...
فلن .... :) 

نتیجه تصویری برای ‪hunhan fanart‬‏

پ.ن : اولی : سهون

دومی : هونهان *-* :::)))))



دیدگاه ها : :)
آخرین ویرایش: شنبه بیست و ششم خردادماه سال 1397 ساعت 13 و 19 دقیقه و 16 ثانیه