تبلیغات
World ʇəɹɔəS ! - ♛ ترجمه اهنگ dollhouse از ملانی مارتینز ♛

♛ ترجمه اهنگ dollhouse از ملانی مارتینز ♛

چهارشنبه سی و یکم خردادماه سال 1396 ساعت 09 و 24 دقیقه و 33 ثانیه

نویسنده : [ Xχ_нυηнαη_ѕнiρєя_94.00.88.7_Xχ ]∞
Sayaka Maizono by Swietik

Hey, girl, open the walls, play with your dolls
We'll be a perfect family.
When you walk away is when we really play
You don't hear me when I say,
"Mom, please wake up.
Dad's with a slut, and your son is smoking cannabis.
هی دختر ، دیوارها را باز کن . با عروسک هایت بازی کن
ما یک خانواده ی عالی خواهیم بود
زمانیکه تو دور میشی ما واقعا بازی میکنیم (یعنی ما تظاهر میکنیم و در حضور سایرین انچه که نشان میدهیم نیستیم )
تو صدای مرا نمیشنوی وقتی که میگویم :
مامان بیدار شو
بابا با یک ف/حشه است .
و پسرت داره ماری/جوانا میکشه
No one ever listens, this wallpaper glistens
Don't let them see what goes down in the kitchen.
هیچ کس هیچ وقت واقعا گوش نداده
این کاغذ دیواری ها میدرخشند
اجازه نده بفهمند چه چیزی در آشپزخانه اتفاق افتاده است .؟(اشاره به یکی دیگه از آهنگ هایش به نام فنجان یک جرعه )
Places, places, get in your places
Throw on your dress and put on your doll faces.
Everyone thinks that we're perfect
Please don't let them look through the curtains.
جاها ، جاها
برید سر جاتون (کنایه از اینکه برید تو نقش هاتون . این جمله در کارتون عروسک ها هم وقتی کسی به عروسک ها نزدیک میشد توسط آقا سیب زمینی گفته میشد که یعنی بی حرکت بشید )
لباس هاتونو پرت کنید و چهره های عروسکیتونو بپوشید
همه فکر میکنند ما بی عیب و نقصیم
لطفا نگذار از بین پرده ها نگاه کنند

Picture, picture, smile for the picture
Pose with your brother, won't you be a good sister?
Everyone thinks that we're perfect
Please don't let them look through the curtains.
عکس عکس برای یک عکس لبخند بزن
با برادرت ژست بگیر . نمیخوای خواهر خوبی باشی ؟
همه فکر میکنند ما عالی هستیم
لطفا نگذار از بین پرده ها نگاه کنند
D-O-L-L-H-O-U-S-E
I see things that nobody else sees.
(D-O-L-L-H-O-U-S-E
I see things that nobody else sees)
خونه ی عروسکی
من چیزهایی میبینم که هیچ کس نمیبینه
خونه ی عروسکی
Hey, girl, look at my mom, she's got it going on
Ha, you're blinded by her jewelry.
When you turn your back she pulls out a flask
And forgets his infidelity.
Uh-oh, she's coming to the attic, plastic,
Go back to being plastic.
هی دختر به مامانم نگاه کن . او همه چیز تمومه
تو با جواهراتش کور شدی
وقتی پشتتو میکنی او فلاسکشو در میاره
تا خیانت همسرشو فراموش کنه
او داره میاد به سمت شیروانی
به سمت پلاستیک
به سمت پلاستیکی بودن



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه سی و یکم خردادماه سال 1396 ساعت 09 و 37 دقیقه و 33 ثانیه