2 تا عکس از برک هارت

یکشنبه سی ام آبانماه سال 1395 ساعت 23 و 19 دقیقه و 56 ثانیه

نویسنده : ❤rose-clair❤
این عکس برک بعد از پیدا شدن هست:
این عکس برای قبل از دزدیده شدنه:




دیدگاه ها : نظر برک هارتی
آخرین ویرایش: - -

یه نویسندهـ ی جدید:)

یکشنبه سی ام آبانماه سال 1395 ساعت 13 و 56 دقیقه و 10 ثانیه

نویسنده : عــآبیـ✌ :|
سلام دوستان

اسم من  پرنسس پاییزی هستش  و نویسنده ی جدیدم

و دیوونه ی توآیلایتم

امیدوارم از چیزهایی که میزارم خوشتون بیاد

من علاوه بر مطالب پونی

  کد های خیلی خوشکلیـ هم میزارمـ

گاهی کد های  که میارم به صورت رایگان قرار میدم

با همه ی شما  دختر هم دوست میشم

من عاشق دوستی ام

اینم وب اصلی من

کلیکــــــــــــ





دیدگاه ها : نظراتـــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
آخرین ویرایش: یکشنبه سی ام آبانماه سال 1395 ساعت 14 و 15 دقیقه و 55 ثانیه

شدو بلتس در لجند آف اورفری

یکشنبه سی ام آبانماه سال 1395 ساعت 13 و 29 دقیقه و 03 ثانیه

نویسنده : ❄۰۪۫P۪۫۰۰۪۫A۪۫۰۰۪۫N۪۫۰۰۪۫I۪۫۰۰۪۫Z۪۫۰❄ هــلسا ᓅـטּ تعصبے❄















دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه یکم آذرماه سال 1395 ساعت 10 و 11 دقیقه و 00 ثانیه

دو تا خشن :/

یکشنبه سی ام آبانماه سال 1395 ساعت 13 و 24 دقیقه و 19 ثانیه

نویسنده : ×●● [ MĤZѠD ∞ ҠŔĪS ѠƱ ] ●●×





به اینا نزدیک نشید خواهشا :/ کپی هم ممنوع :/



دیدگاه ها : ;ـــــــــــ; نده اصلا قهرم
آخرین ویرایش: یکشنبه سی ام آبانماه سال 1395 ساعت 13 و 25 دقیقه و 16 ثانیه

عکس های پرنسس سلستیا

یکشنبه سی ام آبانماه سال 1395 ساعت 13 و 22 دقیقه و 09 ثانیه

نویسنده : ❄۰۪۫P۪۫۰۰۪۫A۪۫۰۰۪۫N۪۫۰۰۪۫I۪۫۰۰۪۫Z۪۫۰❄ هــلسا ᓅـטּ تعصبے❄




برو ادامه مطلب...

ادامه عکس های خوشمل

دیدگاه ها : نظر موخوام بده...:)
آخرین ویرایش: دوشنبه یکم آذرماه سال 1395 ساعت 10 و 12 دقیقه و 01 ثانیه

بسی عکس های ناب ._.

یکشنبه سی ام آبانماه سال 1395 ساعت 13 و 03 دقیقه و 00 ثانیه

نویسنده : ×●● [ MĤZѠD ∞ ҠŔĪS ѠƱ ] ●●×


دخترا چون امروز نرفتم مدرسه کلی آپ میکنم !
انقدر عکسایی که میزارم قشنگن که نگو و نپرس !
بازم عکس آوردم که کپی از اونا 100% ممنوعه ...!
خب برین نگاه کنین او راستی ادامه مطلب هم برین خواهشا :/:iconepicgrouphugplz:


ادامه مطلب ایناها

دیدگاه ها : نفر با وژدان نظر دادن :/
آخرین ویرایش: یکشنبه سی ام آبانماه سال 1395 ساعت 13 و 15 دقیقه و 11 ثانیه

نگاه به ماه .... و یه عالمه عکس

یکشنبه سی ام آبانماه سال 1395 ساعت 12 و 42 دقیقه و 00 ثانیه

نویسنده : ×●● [ MĤZѠD ∞ ҠŔĪS ѠƱ ] ●●×


Shards by NetTrip


چه خوبه ..
وقتایی که دلت میگیره ..
به ماه نگاه کنی ..
درسته ..؟

برو ادامه عکسای زیبایی هستن ...

ادامه رو بزن که خیلی قشنگه ...

دیدگاه ها : نفر با وژدان نظر دادن :/
آخرین ویرایش: یکشنبه سی ام آبانماه سال 1395 ساعت 13 و 20 دقیقه و 39 ثانیه

* عکس های خوشگل *

یکشنبه سی ام آبانماه سال 1395 ساعت 12 و 27 دقیقه و 29 ثانیه

نویسنده : ×●● [ MĤZѠD ∞ ҠŔĪS ѠƱ ] ●●×





برو ادامه حیفه ...:( کپی ممنوع خیلی قشنگن 

کلیییک کن دیگه

دیدگاه ها : نفر با وژدان نظر دادن :/
آخرین ویرایش: یکشنبه سی ام آبانماه سال 1395 ساعت 12 و 37 دقیقه و 40 ثانیه

تمبر پونی ها خیلی خوشگلن

یکشنبه سی ام آبانماه سال 1395 ساعت 12 و 11 دقیقه و 05 ثانیه

نویسنده : ×●● [ MĤZѠD ∞ ҠŔĪS ѠƱ ] ●●×


چند تا تمبر یا شکلک کوچولو از پونی که خیلی قشنگن ^^

:iconmlp-fim-and-eqg::iconmlpfim-maturelovers::iconequestriaworld::iconthe-lunar-republic::iconprotect-celestia-fc::iconbest-of-mlp-fim::iconmlp-art-club::iconmlpfim-club::iconallponieswelcome::iconmylittleponyfanz::iconmlp-fim-yurigroup::iconbronies-world::iconequestria-is-magic::iconilovestheponies::iconmlpfimforlifeclub::iconmlp-fim-forever-fans::iconmlp-is-our-world::iconbroniesclub::iconthosesillyponiesmlp::iconthedailypony::iconequestria-daily::iconpegasistersforlife::iconmlpartcommunity::iconmlp-bronies-group::iconsunsetshimmerrules::iconfriends-mlp-and-eqgs::iconzap-apple-acres::iconmysunsetshimmer::iconfim-universe::iconfim-universe::iconfairness-and-harmony::iconmlpfriendshipismagic::iconfluttershy-fan-group::iconthetwidashgang::iconpinkieshy-clan::iconadorable-ponies::icontherealequal-estria::iconinsane-ponys::iconartistic-mlp::iconmlp-fans:



اگه بازم میخواید بگید تا بزارم ^_-
کپی ممنوع :/



دیدگاه ها : نظرای پونی ها
آخرین ویرایش: یکشنبه سی ام آبانماه سال 1395 ساعت 12 و 20 دقیقه و 57 ثانیه

* عکس عروسک های پونی *

یکشنبه سی ام آبانماه سال 1395 ساعت 11 و 48 دقیقه و 00 ثانیه

نویسنده : ×●● [ MĤZѠD ∞ ҠŔĪS ѠƱ ] ●●×



Pony Population by PonyCrafter



ادامه خیلی قشنگ تره ...برو ادامه باو :iconsilverdragon1778:

کلیک کن ...

دیدگاه ها : کلیک کن ...
آخرین ویرایش: یکشنبه سی ام آبانماه سال 1395 ساعت 13 و 31 دقیقه و 29 ثانیه

داستان اول : ما می بریم

یکشنبه سی ام آبانماه سال 1395 ساعت 09 و 12 دقیقه و 48 ثانیه

نویسنده : ×●● [ MĤZѠD ∞ ҠŔĪS ѠƱ ] ●●×
براتون یه داستان آوردم !!! از کتاب داستان خودمه !!! کتاب داستان پونی ام خوب بریم.

یک پونی بود یه پونی نبود ، شش تا اسب کوچولوی ناناس بودن به

 اسم های ......

رینبودش ، رریتی ، فلاترشای ،توایلایت و اپل جک و پینکی پای بود .اون شش تا دوستای

بسیار خوبی بودن تا این که یک روز اپل جک میخواست که یک قدرت یا جادو داشته

باشه ! اون با خودش هی رویا پدازی میکرد و میگفت چی میشد اگه من مثل بقیه

اسب های بالدار میتونستم پرواز کنم ؟ یا مثل توایلایت جادو داشته باشم من هیچ

چیز ندارم نه بال و نه شاخ ...اگه منم قدرت خاصی داشتم حدعقل میتونستم برم و توی مسابقه

 شرکت کنم.

بالاخره تاقت نیاورد و پیش پینکی رفت و ماجرا رو برای اون هم توضیح داد بدتر

بدتر پینکی هم هوس پرواز کرد !!!اون سریع دست اپل جک رو گرفت و به سمت

خونه ی رینبودش رفتن *ــ*

رینبودش هم مثل همیشه بیرون از خونه مشغول تمرین بود .

ههمین طور که میرفتن یک دفعه ..

.

.

.

.

.

توایلایت رو اونجا دیدن . توایلایت خونه ی رینبودش بود و داشتن برای مسابقه ی بزرگ ( برترین های کنترلات

 )شرکت میکردن . خب خودتون میدونید که توایلایت داشت تمرین میکرد تا یه جادوی قشنگ رو خلق کنه

 ...اون میخواست برای خودش و دوستاش بال های خوشگل درست کنه ..اما نمیتونست ...خیلی روی این

 پروژه تمرکز داشت و حواسش به هیچ چی نبود . بگذریم ، اپل جک خودش در خونه رو با لگد باز کرد ._. و وارد خونه شد .

رینبودش که ترسیده بود یهو همچین شد ._______.

واااااااای من تسلیمم تسلیم !







توایلایت هم از ترس یهو جادوش متوقف شد و همه چیز رفت تو هوا

...اما از کتابی که داشت از

 روش تمرین میکرد یه جادوی صورتی و بنفش بلند شد و دور 

توایلایت رفت و توای یه جفت بال

 خیلی زیبا گیرش اومد @_@

اپل و رینبو و پینکی : wow !!!!!!



توایلایت: وای یادش گرفتم یاد گرفتم با ابریشم بال های زیبا درست کنم آخجون دیدین تونست

اپل و پینکی : ما هم میخوایم ! توایلایت خواهش میکنم لطفا ما که هیچ وقت پرواز نکردیم تو

 حدعقل قبلا بال داشتی تروخدا فقط چند دقیقه برای ما بزار لطفا تروخدا و ...

توای : باشه باشه میزارم برای 6 تامون یکی در نظر گرفتم !!!

اپل و پینکی : 

رینبو : چتون شده یه حرفی بزنییییییییییید !


پینکی و اپل که از خوشحالی معلوم نبود چشون شده یهو جیغ زدن از خوشحالی :/

و داد زدن زود تر بزار !!!

توای : بچه ها یه فکری دارم !

رینبو : چی شده

توای : بیاید برای مسابقه ی برترین های کنترلات گروهی شرکت کنیم من یه نقشه دارم برای بردن ....!




بقیش باید این پست 50 تا نظر داشته 


باشه ...






دیدگاه ها : نفر از داستان خوششون اومده! [cb:post_like]
برچسب ها: داستان ? توایلایت ? پونی ?
آخرین ویرایش: یکشنبه سی ام آبانماه سال 1395 ساعت 10 و 55 دقیقه و 17 ثانیه

کیوتی مارک های...قشنگ

یکشنبه سی ام آبانماه سال 1395 ساعت 04 و 21 دقیقه و 34 ثانیه

نویسنده : ❄مـــلـــکـــــــه❄ســاریـــــــلا❄
کیوتی مارک های کریستالی یا واقعی:)
خیلی قشنگن:)
حتما بزارید لود شه:)

توایلایت:
Twilight Sparkle Cutie Mark 3D Animated by SnoopyStallion


رریتی:
Rarity Cutie Mark 3D Animated by SnoopyStallion


رینبودش:
Rainbow Dash Cutie Mark 3D Animated by SnoopyStallion


فلاترشای:
Fluttershy Cutie Mark 3D Animated by SnoopyStallion


اپل جک:
Applejack Cutie Mark 3D Animated by SnoopyStallion

پینکی پای:
Pinkie Pie Cutie Mark 3D animated by SnoopyStallion







پرنسس ها:

سلستیا:

Princess Celestia Cutie Mark 3D Animated by SnoopyStallion


لونا:
Princess Luna Cutie Mark 3D Animated by SnoopyStallion


کدنس:
Cadence-Cutie-Mark-3D-animated by SnoopyStallion
بقیه تو پست بعدی...
(ببخشید نمیتونم تو ادامه مطلب بذارم چون بعضیا نمیرن البته به خاطر این عکسا نه برای همیشه)




دیدگاه ها : نظر خوجمل
آخرین ویرایش: یکشنبه سی ام آبانماه سال 1395 ساعت 05 و 11 دقیقه و 20 ثانیه

@______________@

یکشنبه سی ام آبانماه سال 1395 ساعت 03 و 29 دقیقه و 37 ثانیه

نویسنده : ❄مـــلـــکـــــــه❄ســاریـــــــلا❄
سلام:)

امروز با پونی های... اومدمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


.____.

Silly Pony Stole My Bed by TrombonyPonyPie


@___@
(این گیفه)

Wakey Wakey! (Animated Gif) by TrombonyPonyPie


0____0

http://pre12.deviantart.net/6401/th/pre/f/2016/311/b/8/sweet_tooth_by_trombonyponypie-dannnlw.png


@____________@

http://pre02.deviantart.net/3d92/th/pre/f/2016/010/9/1/a_super_special_cupcaketastical_surprise__part_1_by_trombonyponypie-d9ngf2y.png

http://pre14.deviantart.net/6f3f/th/pre/f/2016/031/4/5/cupcake_delivery_service_by_trombonyponypie-d9q21wh.png

http://pre15.deviantart.net/0ab4/th/pre/f/2016/010/0/1/a_super_special_cupcaketastical_surprise__part_2_by_trombonyponypie-d9nglsq.png


http://pre07.deviantart.net/20aa/th/pre/f/2016/043/6/f/it_s_party_time__by_trombonyponypie-d9rgyxq.png


http://pre03.deviantart.net/19f0/th/pre/f/2016/258/8/6/some_good_ol__chaos_by_trombonyponypie-dahsjt4.png

http://pre06.deviantart.net/64d6/th/pre/f/2016/248/5/c/human_dashie_by_trombonyponypie-dagjjxp.png





دیدگاه ها : :)
آخرین ویرایش: یکشنبه سی ام آبانماه سال 1395 ساعت 08 و 11 دقیقه و 19 ثانیه

بیوگرافی ♥برک هارت♥

شنبه بیست و نهم آبانماه سال 1395 ساعت 23 و 05 دقیقه و 02 ثانیه

نویسنده : ❤rose-clair❤

سلااااااام بیوگرافی برک هارت(خودم )رو آوردم....
اینم داستان زندگی اش از زبون خودش..
◆◆◆◆
خب  داستان از اونجایی شروع شد که من یه بچه یتیم بودم:(
یه روز سرپرست یتیم خونه منو از اونجا بیرون کرد چون 10 سالم بود و هنوز کیوتی مارک نداشتم:(

نمیدونستم کجا برم تا اینکه بعد 6 روز راه رفتن به کنترلات رسیدم....
داشتم خونه هارو نگاه میکردم که یه دفعه به یه پونی با موهای قرمز و مشکی و پوست سفید برخورد کردم...

هردوتامون به زمین افتادیم....
پونیه داد زد و گفت:مگه تاحالا شهر ندیدی؟؟؟
یکم حواستو جمع کن...

من:ب..ب...ببخشید.:(
من تازه به کنترلات اومدم و تا الان توی یتیم خونه بودم که...
بعد 1 ساعت کل داستان زندگیمو براش تعریف کردم...

اون دلش به رحم اومد و بهم گفت:خیلی خب بیا پیش ما تا با بلود هارت مشورت کنیم ببینیم چه کارت کنیم؟
راستی، من بلک هارت هستم:)

من:از آشنایی باهاتون خوشبختم
و...و واقعا ممنونم که اجازه میدید به خونتون بیام...

بلک هارت:خیلی خب احساسی بازی بسه بیا بریم-_-

من از همون لحظه حس کردم که خانواده گریت هارت(اسم خانواده بلک هارت)خانواده سردی هستن...

وقتی به خونشون رسیدیم خییلی خسته بودم...
در زدیم و یه خانم که شبیه بلک هارت بود(اما خیییلی خشن تر)در رو باز کرد...

بلک هارت:سلام بلودی این دختره تازه وارده اسمشم برک هارته...
تقریبا به خانوادمون میاد ...
موافقی اونو عضو خانواده مون کنیم؟؟؟

بلود هارت:باشه من موافقم فقط باید چند تا سوال ازت بپرسم خانم کوچولو
بعد، بلود هارت منو به یه اتاق تاریک برد...

اونجا از این قبیل سوالات ازم پرسید:
-اسمت چیه؟
-فامیلیت چیه؟
-اسم خانوادت چیه؟
-خشن هستی یا نه؟؟

و پاسخ های من هم این بود

-برک هارت
-فامیل ندارم
من یتیم هستم
-خب زیاد نه

بلود هارت:خب پس اگه یتیم هستی چرا اینجایی؟؟
من:آخه چون هنوز کیوتی مارک ندارم منو از یتیم خونه بیرون کردن

بلک هارت:بلودی به نظرم میتونیم بسازیمش
بلود هارت:من از این بچه یه موجود خشن نمیسازم، واقعا حوصله تمرین دادن بهش ندارم

بلک هارت:خب منم حوصله ندارم

من:اممم..خب من وقتی با شما بزرگ بشم از شما چیزهایی می آموزم
♥♥♥
3 سال بعد....
من کم کم بزرگ شدم...
رفتار خانواده گریت هارت با من خییلی سرد بود
اونا اصلا توجهی به من نداشتند و من انگار یه موجود اضافی توی خونشون بودم...

از زور فشار خانواده، من هم کیوتی مارکم این در اومد:

خب حق داشتم وقتی رفتار اونا باهام این مدلی بود حق داشتم کیوتی مارکم 3 تا قلب شکسته بشه...

واقعا داشتم دیوانه میشدم...
همیشه ناراحت بودم..
همیشه خشمگین بودم...

هر وقت میتونستم توی اتاقم گریه میکردم...
فکر میکردم که تا آخر عمرم با همین روش زندگی میکنم..
یه روز دیگه نتونستم تحمل کنم و سراغ بلک هارت رفتم...

من:بلک میخوام باهات صحبت کنم
بلک:چیه؟؟

من:خب...من دیگه نمیتونم رفتار شما رو تحمل کنم...
شما طوری بامن رفتار میکنید که انگار وجودم اضافیه...
اگه خودتونو تغییر ندید من از این خانواده میرم....

بلک هارت:ب..برک هارت آروم باش...
من واقعا نمیدونستم که تو اینقدر عذاب میکشی...
من از طرف همه خانواده از تو معذرت میخوام...
مارو ببخش..

من:واقعا ممنونم بلک هارت عزیزم...
واقعا از همه تون ممنونم...
♡♡♡
2 سال بعد...
من دیگه واقعا توی خانوادمون راحت بودم...
همه بامن مثل خودشون رفتار میکردن...

واقعا همه باهم خوش بودیم...

اینم از زندگی نامه ♥برک هارت♥
خدانگهدار



دیدگاه ها : نظر برک هارتی
آخرین ویرایش: - -

نویسنده جدید :)

شنبه بیست و نهم آبانماه سال 1395 ساعت 18 و 59 دقیقه و 20 ثانیه

نویسنده : ★سانست ماری شای★
سیـــــــــــــــــــــــــلام

من سانست ماری هستم

نویسنده جدید

من ادم رک و راستیم

پس ناراحت نشین


این هم وبمه:http://mypopyboni.mihanblog.com/#


دیگه چی بگم؟.......هیچی دیگه بای تا های





دیدگاه ها : پونی
آخرین ویرایش: شنبه بیست و نهم آبانماه سال 1395 ساعت 19 و 08 دقیقه و 29 ثانیه



تعدادکل صفحات : 3 1 2 3
آپلودسنتر سیب آپ